باوری در عمق جان
باوری در عمق جان

هر روزِ زندگی، صبح تا شبش پر است از اتفاقات، پیش
آمدها، دوراهی ها و شک و تردیدها.
سخت است اگر بخواهی برای هر اتفاقی راه حلی بیابی،
برای هر دوراهی تصمیمی
بگیری و برای هر تردیدی تحقیق کنی و به یقین برسی.
با عمر کوتاه ما، با تجربه بسیار اندکِ هر کدام از
ما به تنهایی، و با دانایی
کم و تردید پذیرمان، ناممکن است بخواهیم برای هر
قدم خود به
درستی تصمیم بگیریم و راه را بیابیم.
پیروی و تقلید از آنها که راه را یافته اند و تکیه
بر تجربه و دانایی آنها که
آشنای راه اند، گام ها را آسان و مقصد را نزدیک می
کند.
تبعیت از ره یافتگان، راهی است آسان و مطمئن؛
امّا نه همیشه. فکر کن، اگر تو خدای خودت را با
جان و دل نشناسی و
نبینی و باور نکنی، اگر یگانگی اش را درک نکنی،
اگر لطف و مهربانی اش را حس نکنی،
هرگز به تقلید و پیروی از کسی، این باور عمق جانت
را آبیاری نمی کند و زندگی نمی بخشد.
همیشه اموری هست که تو به تنهایی باید درکشان کنی
و باورشان نمایی.
اصول و مبانی دین که پایه های اصلی سعادت تو را
بنا می نهند،
باید از اندیشه فردی خودت به دست آیند.
فقط کافی است بیندیشی، در پی آنها باشی و پیدایشان
کنی.

+ نوشته شده در دوشنبه ۱۳۹۲/۰۹/۱۸ ساعت 16:9 توسط 2 . یـــــاس
|